خونه ی تمیز ما...
به نام خدا...
عزیز دلم.... بردیا جونم که این روزا توی خونه تکونی دم عید حسابی سرت شلوغه...
جیییییییییییغ میکشی که به من یه اسکاچ بدید... کفی باشه لطفا... آب و کف ازش شره کنه... با یه دستمال تمیز!!!! خوب بلدی چی کارشون کنی... ماهرانه
از چشمات میخونم که چی تو دلت میگذره!!!!
من لوستر تمیز کنم...
لباسای توی کاور رو من تا کنم ... هر جور که دلم خواست...
یخچال تمیز کردن که فقط کار خودمه... مامان برو کنار...
با یخچال فریزر حال نکردم... دستام یخ زد!!!
واااااااااااای زیر مبلا رو ببین... چقدر اسباب بازی و وسایل گم شده یافتم!!!!!!!
لوازم آرایش مامان ببینید... منو این همه خوشبختی محاله!!!!
نمی دونید که شومینه و هیزم هاش جزء وسایل شخصی منه؟؟؟ تمیز کزدنش هم به عهده ی خود خودمه!!!
جارو برقی عاشقتم...
و ...
من فدای این همه نظافت و نزاکت تو پسرکم... چه خونه ای بشه خونه ی که تو دستی به سر و روش بکشی...
اون خونه بهشته...
بهار بیا که پسرم بهاری من... شکوفه ی زندگیمون ...منتظرته...

بعدشم اینکه:
خونه ی بادی برای اینه که بری توش بازی کنی ؟ یا اینکه مثل لاک پشت با خودت همه جا بکشونی و ببری!!!!!!!!! ساز دهنی رو با فوت مینوازند یا با دندون؟؟؟؟؟



خونه ی تمیز ما...
